تبلیغات
گنــاوه نویــن - گرد و غبار و شهروندان درجه 2 و 3
گرد و غبار و شهروندان درجه 2 و 3
 
بی‌شک یکی از اهداف اساسی نظام جمهوری اسلامی ایجاد عدالت در همه ابعاد آن است. پیش درآمد همه اینها البته رعایت عدالت در حقوق شهروندی است که در آن ارزش جان و مال انسانهایی که در جامعه‌ای به نام ایران زندگی می‌کنند یکسان و یا تا حدودی یکسان ارزیابی شود و چیزی به نام شهروند درجه یک و دو و سه واقعیت نیابد و یا احساس نشود.
اجازه دهید قبل از ورود به بحث اصلی نمونه‌ای از تبعیض بین شهروندان نظام در بعد اطلاع رسانی را ذکر کنم که علیرغم گذشت چندین سال از آن هنوز به عنوان نقطه تاریکی در ذهنم باقی مانده است.

ماجرا به چند سال پیش بر می‌گردد که در حال خواندن یکی از روزنامه‌های صبح کشور بودم. یکی از ویژگی‌های منحصر به فرد این روزنامه، صفحه حوادث آن بود که روزانه مطالب خواندنی زیادی داشت و من نیز حتما مطالب آن صفحه را می‌خواندم.

ماجرای اصلی صفحه که بیش از یک چهارم صفحه را نیز پوشانده بود، از این قرار بود که در یکی از خیابان‌های تهران، پای خانمی که در حال عبور از خیابان و در حال عبور از روی ورودی درب فلزی مجرای فاضلاب بوده از میله‌های فلزی عبور کرده و گیر کرده است. برای رهایی این خانم، تیم آتش‌نشانی وارد عمل شده و با بریدن میله‌های فلزی پای این خانم را آزاد كرد و البته در این حادثه، پای آن خانم محترم جراحاتی را متحمل می‌شود.

در آن نوشتار، گزارش به همین جا ختم نشد و خبرنگار روزنامه، به موشکافی دقیق مطلب پرداخته بود و مصاحبه‌هایی با مأموران آتش‌نشانی انجام داده و علت بروز این حادثه را دنبال کرده و سعی در یافتن مقصر اصلی این حادثه داشت تا مشخص نماید که مقصر اصلی شرکت آب و فاضلاب است یا شهرداری.

پس از خواندن مطلب اصلی صفحه حوادث به صورت گذرا مطالب حاشیه کناری همان صفحه را که معمولا ارزش کمتری داشته و با فونت ریز نوشته می‌شوند را مرور کردم که یک خبر آن مرا میخکوب کرد.

حادثه بسیار کوتاه و با چند کلمه بیان شده بود، بدین مضمون «سه تن از عشایر غرب کشور بر اثر عبور از یک میدان مین کشته و عده‌ای از آنان نیز مجروح شدند» تعجب من نه از حادثه‌ای بود که در آن عده‌ای کشته و مجروح شده بودند، چرا که از این دست اخبار ناخوشایند بسیار شنیده و خوانده بودم. تعجب که چه عرض کنم، به قول معروف داشتم شاخ در می‌آوردم از این‌که این تبعیض در ارزش جان مردم را در یك رسانه مطالعه می‌کنم.
هر دو خبر در مورد مردم عادی این نظام است، در هر دو شهروندان نظام دچار حوادث غیر مترقبه‌ای شده‌اند؛ در خبر اول یک نفر جراحاتی برداشته و در خبر دوم چند نفر جان خود را از دست داده‌اند، اما تبعیض در حقوق شهروندی باعث این تفاوت در انعکاس خبر آنها در آن جریده می‌گردد. بنابراین بر من خرده نگیرید اگر بگویم مردمی که در تهران زندگی می‌کنند، شهروندان درجه یک محسوب شده‌اند و عشایر غیور درجه سه و یا حتی چهار.

نمی‌خواهم تنها با نقل این ماجرا نتیجه کلی گرفته و آن را به همه ارکان نسبت دهم اما من که همه دوران جنگ را دیده و آن را لمس کرده‌ام دلایل دیگری دارم و هنوز به خوبی به یاد دارم که مردم جنگ زده‌ای را که از جنوب کشور به استان‌های دیگر پناه می‌بردند تا مدتها با عناوین «خالی‌کنندگان سنگر مقاومت» مورد شماتت و بی‌احترامی قرار می‌دادند و تا زمانی که شهروندان درجه یک مورد حمله قرار نگرفتند کسی مسأله جنگ‌زدگان را به عنوان امری مهم و قابل درک مورد رسیدگی قرار نداد و یا در همان زمان، وقتی هیأت دولت و مجلسیان همه لباس نظامی پوشیدند که شهروندان درجه یک مورد تعرض دشمن قرار گرفتند.

با این مقدمه نسبتا طولانی، می‌خواهم از همین نگاه به مسأله روز خودمان بپردازم؛ یعنی مسأله گردوغبار که نزدیک به دو سال است گریبان مردم خوزستان و دیگر استان‌های جنوبی را گرفته است.

همه می‌دانیم این مسأله در سال‌های گذشته وجود نداشته است و تنها نزدیک به دو سال است به عنوان پدیده‌ای جدید به معضلات زندگی مردم افزوده شده است و در سال جاری نیز از بهمن ماه به طرز بی‌سابقه و عجیبی شروع شده است.
آمار کلی حاکی از آن است که در چهار ماهه اول سال جاری بیش از 70 روز گردو غبار شدید زندگی در استان‌های خوزستان، ایلام، بوشهر و هرمزگان را مختل نموده است. میزان گردو غبار در بیشتر این روزها بیش از ده برابر حد مجاز آن بوده است.
هر چند از تلفات احتمالی مردم بر اثر این مسأله خبری در دست نیست اما میزان مراجعات بیماری‌های تنفسی و پوستی به بیمارستان‌ها به شدت افزایش یافته است و شائبه احتمال آلودگی‌های رادیواکتیو بر هراس مردم افزوده است.

به یاد دارم همزمان با گردوغبار شدیدی که در طول تابستان گذشته شاهد بودیم، مسأله فرو ریختن یک ساختمان هفت طبقه خالی از سکنه در سعادت‌آباد تهران، موضوع نخست رسانه ملی و دیگر رسانه‌ها بود!
حادثه را همه می‌دانیم اما نوع نگاه رسانه‌ای را مقایسه کنید. انعکاس آن در جراید و میزان پوشش خبری و تحلیلی رسانه ملی را مرور کنید و تفاوت را مقایسه کنید.

بحث من این نیست که حادثه فرو ریختن یک ساختمان خالی در تهران نباید مورد بررسی قرار گیرد که نه اتفاقاٌ حق مطلب ادا شد و البته باید در برنامه‌های مختلف سیما، رئیس نظام مهندسی کشور، رئیس کمیسیون عمران مجلس، رئیس کمیسیون قضایی مجلس و همه مسئولان شهرداری کشانده می‌شدند و مورد سوال قرار می‌گرفتند که مقصر کیست و چگونه باید اطمینان حاصل کرد که از این اتفاقات دیگر تکرار نشود و باید در رسانه‌ها آن را فاجعه یا تراژدی خواند و امثالهم.

اما چرا پدیده گردوغبار شدید که گستره آن جمعیتی نزدیک به ده میلیون نفر از جمعیت کشور را در بر گرفته و زندگی آنان را مختل نموده و بهداشت و سلامتی آنان را در معرض خطر قرار داده مورد توجه قرار نمی گیرد و علل آن بررسی نمی شود و کسی مورد سوال قرار نمی گیرد و پاسخگویی یافت نمی‌شود.

آیا برای این‌که این مشکل به صورت جدی توسط مسئولان کشور مورد رسیدگی و توجه قرار گیرد باید منتظر ماند تا گستره آن دامان شهروندان درجه یک پایتخت را بگیرد؟ پس باید حق داد که تساوی حقوق شهروندی تنها به صورت یک آرزو در ذهن‌ها باقی بماند.
 
• عضو هیأت علمی دانشگاه شهید چمران اهواز
منبع:تابناك
 

نوشته شده توسط علی كرم نیـــــــــرم - | نظر شما در مورد این مطلب (- -)