تبلیغات
گنــاوه نویــن - استاد بی‌پروا خرافه‌زدایی می‌كردند

وقتی نقد صورت نگیرد، جای آن را خرافه می‌گیرد

قائم مقام انتشارات صدرا - منتشركننده آثار شهید مطهری- با تشریح دیدگاه‌های استاد شهید مرتضی مطهری، به جایگاه و اهمیت نقد در نگاه وی اشاره كرد و با بیان این نظر استاد كه تفكر اسلامی هنگامی زنده است كه دائما در معرض نقد قرار گیرد، یادآور شد كه نقد در نظر استاد باعث شكوفایی و بالندگی یك تفكر می‌شود.

شهید مطهری صرفا یک فیلسوف یا فقیه محض نبودند

دکتر محمد کوکب در گفت‌وگو با خبرنگار تاریخ ایسنا به مناسبت 12 اردیبهشت سالروز شهادت استاد مرتضی مطهری و روز معلم، درباره مهمترین اندیشه‌های شهید مطهری در کتاب‌هایش اظهار داشت: استاد مطهری شخصیتی بودند که اندیشه‌ای جامع و فراگیر داشتند. اندیشه ایشان ابعاد مختلفی را در برمی‌گرفت و صرفا یک فیلسوف یا فقیه محض نبودند؛ ایشان یک متفکر و مصلح فکری بودند.

وی با بیان اینكه شهید مطهری یك اسلام شناس و ایدئولوگ تفکر اسلامی بودند گفت: استاد مطهری ابتدا اسلام را با تمام جامعیت و شمولی که دارد، خوب فراگرفته بودند و بعد هنگامی که خودشان نسبت به ابعاد مختلف این تفکر آشنایی پیدا کردند درصدد تدریس آن برآمدند؛ پس در آثار استاد هم فلسفه اسلامی و هم فقه اسلامی به چشم می‌خورد مثلا استاد در کتاب «مساله حجاب» یا «نظام حقوق زن در اسلام» با نگرش فقهی به مساله حجاب و حقوق زن دراسلام نگاه کردند.

قائم مقام انتشارات صدرا در ادامه بیان كرد:‌ استاد در کتاب «اصول فلسفه و روش رئالیسم» که متن آن از مرحوم طباطبایی است و ایشان كتاب را شرح کردند، تفکر استدلالی و فلسفی اسلام را در مقابل تفکری دیگر که در آن زمان در کل جهان رایج و به ویژه در ایران رایج بود یعنی تفکر مارکسیستی مطرح كردند. ایشان تفکر غالب و حاکمی را که پایه‌های استدلالی قوی هم دارد عرضه می‌کنند و اکنون پس از چند دهه این کتاب همچنان زنده، با طراوت و مطرح است.

كوكب با اشاره به اینكه استاد مطهری تفسیر قرآن هم گفته‌اند، افزود: علاوه بر آنكه استاد به عنوان مفسر قرآن مطرح بودند، کتبی هم دارند که جنبه عام دارد مانند کتاب «داستان راستان» و من می‌خواهم در همین جا گریزی به بخشی از شخصیت ایشان بزنم که استاد مطهری در زندگی فکریشان آنچه را ضرورت و نیاز زمان می‌دانستند، درصدد پاسخگویی به آن نیاز و ضرورت بودند. به همین جهت «اصول فلسفه و روش رئالیسم» در سال 32 پاسخی به تفکر مارکسیستی بود و در سال 1339 برخلاف این تصور كه یک متفکر سعی می‌کند به مرور زمان به تفکر خود تعالی دهد و مباحث عمیق‌تر و پیچیده‌تر را بررسی کند، ما می بینیم که کتاب داستان راستان را برای نسل جوان، کودکان و کسانی‌که سنین زیر 20 سال هستند می‌نویسد.

وی در ادامه به مقدمه كتاب داستان راستان اشاره می‌كند كه در آن این مساله عنوان شده است و می‌گوید: خود استاد در مقدمه این کتاب می‌گوید خیلی‌ها به من ایراد گرفتند و می‌گویند چرا شما که شرحی بر کتاب «اصول فلسفه و روش رئالیسم» زدید آمدید و داستان نوشتید؟ و ایشان به طور مفصل در مقدمه کتاب توضیح می‌دهند که من آنچه را تشخیص می‌دهم درست است عمل می‌کنم و به این تفکر که قلم زدن راجع به این مسایل را کسرشان عالم می‌داند، اعتنایی نمی‌کنم.

تفكرات استاد مطهری ابعاد مختلف دارد

قائم مقام انتشارات صدرا با تاكید مجدد بر اینكه تفكرات استاد مطهری ابعاد مختلف دارد و دریک بعد و جهت منحصر نشده خاطر نشان كرد كه به همین دلیل است كه بعد از حدود 30 سال که از شهادت استاد می‌گذرد، هر فردی با مراجعه به آثار استاد مطهری با هر گرایش و نیاز فکری که دارد پاسخ در خور و مناسب خود را می‌یابد.

كوكب درباره مهمترین کتاب‌هایی که به خصوص پس از شهادت استاد مورد توجه مردم بوده گفت: طیف‌های مختلف مردم با توجه به گرایش‌های فکری‌ای که دارند به بخشی از آثار رو آوردند. دانشجویان فلسفه و علوم انسانی بیشتر گرایش به آثار عقیدتی و فلسفی استاد دارند. رجوع عامه مردم به کتاب‌هایی است که استاد برای آن‌ها نوشتند یا سخنرانی‌هایی که داشتند مثلا کتاب «حماسه حسینی» که جلسات سخنرانی‌ای بوده که ایشان در حسینیه ارشاد ایراد کردند و بخش عمده کتاب به بحث خرافه‌زدایی از قیام امام حسین علیه اسلام اختصاص یافته است.

وی با اشاره به اینكه استاد برای طیف زنان که ممکن است گرایش‌های خاصی داشته باشند نیز کتاب دارند به كتاب «فلسفه حجاب» ایشان اشاره كرد و آن را از جمله کتاب‌هایی دانست که به شکل خاص در این زمینه نگارش یافت.

قائم مقام انتشارات صدرا خاطر نشان كرد: اتفاقا آن زمان که ایشان این کتاب را نوشتند مورد توجه و استقبال خوبی قرار گرفت. کتاب «حقوق زن در اسلام» کتابی است كه در آن راجع به حقوق زن در اسلام بحث شده و تاریخچه‌ای هم دارد؛ در آن زمان که استاد این کتاب را نوشتند در مجله زن روز آن زمان یک شخص حقوقدان مقالاتی در این مجله می‌نوشت که در واقع یک رویکرد انتقادی به نظام حقوقی اسلام درباره زن بود؛ وقتی شهید مطهری مطلع شدند، به سردبیر مجله پیشنهاد دادند که من حاضرم در هر شماره مجله درست در صفحه مقابل مقالاتی که آن فرد می‌نویسد، پاسخ آن مقالات را بدهم که یکی دو شماره پاسخ دادند و خودشان در مقدمه خاطر نشان می‌کنند که پس از یکی دو شماره آن فرد فوت می‌کند اما استاد ادامه می‌دهد که بعدا این مقالات به صورت کتابی در می‌آید و فوق‌العاده مورد استقبال قرار می‌گیرد.

استاد مترصد پیش آمدن نقدی بود تا به آن پاسخ دهد

كوكب با بیان اینكه استاد مطهری مترصد بودند که بحث و مساله‌ و نقدی پیش بیاید و ایشان به انتقادها پاسخ بدهند عنوان كرد: بخشی از متفکرین را ما در هم در زمان استاد مطهری می‌دیدیم و هم در حال حاضر که اینها از طرح مطالب انتقادی نسبت به اسلام نوعی هراس دارند اما شخصیت استاد مطهری به گونه‌ای بود که به استقبال نقد می‌رفتند و خودشان تعبیری دارند که همچنان که علم و دانش با نقد بالنده و بارور می‌شود، دین و به طور خاص اسلام هم در طول تاریخ رشد و شکوفایی پیدا کرده و ایشان می‌گفتند که باید به استقبال نقد برویم نه اینکه از آن بهراسیم.

وی گفت: اصولا کتاب‌های شهید بیشتر جنبه پاسخ به یک ضرورت داشت و جواب نقدهایی بود که نسبت به اسلام می‌شد. این نقدها از یک طرف ممکن بود از طرف متفکران غربی انجام شود مثلا در کتاب «اخلاق جنسی» استاد به نقدهایی که افرادی مانند برتراندراسل در مورد اخلاق جنسی مطرح می‌کنند، پاسخ می‌دهد. این از جمله نمونه‌هایی است که می‌توانیم در این خصوص ذکر کنیم.

قائم مقام انتشارات صدرا درباره پرفروشترین كتاب‌های استاد بیان كرد:‌ آمار خاصی نداریم اما کتاب‌های «داستان راستان» یکی از پرفروشترین‌هاست. «حماسیه حسینی» به همین شکل، سیری در سیره نبوی است. کتاب‌های «ده گفتار»، «بیست گفتار» و «پانزده گفتار» حاوی مباحث اخلاقی است و بسیار ساده و روان نوشته شده و از جمله آثاری است که استقبال زیادی از آن می‌شود. کتاب‌های فلسفی، تخصصی و فنی استاد برای طیف‌های خاص جامعه است.

كوكب با بیان اینكه استاد ذهنی داشتند که آینده را می‌دیدند می‌افزاید: مباحثی که ایشان حدود 30 سال قبل در حدود سال 1350 طرح کردند، برای آن زمان زنده بوده و پاسخ به یک نیاز بوده اما استاد آن را به شکلی مطرح کردند که انسان وقتی به این مباحث مراجعه می‌کند، انگار همین امروز مطرح شده‌اند، چه مباحث فلسفی و چه فقهی ایشان همین گونه‌اند مثلا بحثی که بین تحصیلکرده‌ها و قشر روشنفکر ما سال‌هاست مطرح است، رابطه سنت و تجدد است. این مبحث در کتاب‌های ایشان به کرات اشاره شده و استاد پاسخ‌هایی داده‌اند.

وی به بیان نظرات استاد درخصوص سنت و مدرنیته پرداخت و گفت:‌ بحث استاد در این خصوص این است که ما دو گروه داریم که که دچار افراط و تفریط هستند؛ یک گروه تجددگرای افراطی وجود دارد که استاد به آنها «جاهل‌ها» می‌گوید و گروه دیگر افرادی هستند که به آنها «جامدها» می‌گویند. گروه اول كسانی هستند كه هر چیز نویی را می‌پسندند بدون اینکه معیاری برای صحت و سقم آن قائل باشند یعنی همین تفکری که امروز هم در خصوص تجدد در بین روشنفکران مطرح است و جامدها كسانی‌اند كه در قالب، قشر و پوسته اسلام جمود می‌ورزند و مخالف هر نوع نوگرایی و واپس‌گرا و مرتجع هستند و به اندیشه‌های کهنه دل خوش می‌کنند.

استاد به معنای واقعی كلمه معلم بود و وارد متن جامعه می‌شدند

قائم مقام انتشارات صدرا درباره نام گذاری روز شهادت استاد مطهری به نام روز معلم عنوان كرد:‌ بهترین روزی که می‌شد به نام روز معلم نام گذاری شود همین روز است زیرا استاد مطهری به معنای واقعی کلمه، معلم بود و این تعلیم و تعلم هم از طریق کتاب‌های ایشان انجام می‌شد یعنی آثار مکتوب ایشان و هم از طریق درسی که در دانشکده الهیات و معارف اسلامی به عنوان استاد دانشگاه و مدیر گروه فلسفه دانشکده می‌دادند و هم در شکل منبر و وعظی که به صورت سخنرانی‌های عمومی داشتند. استاد گرچه یک متفکر عالیقدر بودند ولی به همان حد بسنده نمی‌کردند و وارد متن جامعه می‌شدند؛ در سخنرانی‌های عمومی وعظ می‌کردند و احساس می‌کردند که باید توده مردم را نسبت به مسایل اسلامی آگاه کنند.

وی افزود: استاد در جلساتی كه توده مردم در شکل منابر و سخنرانی‌های عمومی و دانشجویان، قشر تحصیلکرده و جوانان به شکل دیگری یعنی دروس تخصصی یا جلسات درس خصوصی که در منزل خودشان داشتند یا گروه‌های متخصص مثل پزشکان و مهندسان، شركت می‌كردند؛ استاد مطهری وارد بحث و مباحثه علمی با این گروه‌ها می‌شد و الان بسیاری از آثار ایشان محصول همین جلساتی است که با متفکران داشتند.

قائم مقام انتشارات صدرا در ادامه گفت‌:‌ استاد مطهری جاذبه‌ای قوی داشتند یعنی ما می‌بینیم که افرادی که به اصطلاح امروز در آن زمان دگراندیش بودند، استاد مطهری سعی می‌كردند با تفکر اسلامی اینها را جذب کند. استاد مطهری جنبه نقد عمومی نسبت به تفكرات افرادی مثل مرحوم مهندس بازرگان و دکتر شریعتی که فوق‌العاده در پیشبرد و اعتلای تفکر اسلامی نقش داشتند، داشت كه باعث می‌شد که ضمن احترام و حرمت‌گذاری به شخصیت این بزرگواران آنجا که احساس می‌كردند لازم است، بی‌پروا و ملاحظه نقد خود را مطرح می‌کردند.

كوكب ادامه داد:‌ متاسفانه چیزی که الان می‌بینیم این است که یک عده از جوانان دچار خودکم‌اندیشی هستند و اگر متفکری مورد توجهشان است و دیگری نقدی به او وارد کرد آن شخص را مورد سرزنش قرار می‌دهند و حتی قبل از انقلاب این را احساس می‌کردیم که چون شهید مطهری با بخشی از تفکرات دکتر شریعتی مخالفت می‌کردند، طرفداران دو آتشه دکتر شریعتی این روش علمی را بر نمی‌تابیدند و استاد مطهری را مورد بی‌مهری قرار می‌دادند.

تفكر اسلامی هنگامی زنده است كه دائما در معرض نقد قرار گیرد

نقد در نظر استاد باعث شكوفایی و بالندگی یك تفكر می‌شود

وی درباره خرافه‌زدایی در اندیشه شهید مطهری به ایسنا گفت:‌ اولا استاد معتقد بودند که تفکر اسلامی وقتی می‌توانست زنده بودن خود را حفظ کند و به عنوان یک جریان زنده و پویا مطرح باشد که دائما در معرض نقد قرار گیرد. البته طبیعی است که نقد ملاک و معیار دارد یعنی هر کسی با هر شرایطی صلاحیت ندارد که در این خصوص اظهار نظر کند اما فی نفسه نقد علمی عالمانه و محققانه نسبت به یک تفکر و آنچه مد نظر ماست از دید استاد نه تنها باعث رکود آن تفکر نمی‌شود که آن را شکوفا و بالنده می‌کند.

استاد بی‌پروا از اسلام خرافه‌زدایی می‌كردند

قائم مقام انشارات صدرا ادامه داد: استاد می‌فرمایند كه در جریان نهضت امام حسین (ع)، عزاداری‌ها و برگزاری مجالس سوگواری امام حسین (ع) ما شاهدیم كه در طول تاریخ جریان سوگواری دچار انحرافاتی شده و خرافاتی وارد آن شده و روضه‌های دروغی بر بالای منابر خوانده شده و وظیفه یک مصلح اجتماعی و فکری این است که با این خرافات مبارزه کند زیرا اگر این خرافات غالب شود به تدریج از نهضت امام حسین (ع) و پیام عاشورا که پیامی نویدبخش و حرکت‌زاست چیزی باقی نمی‌ماند و آنجه باقی می‌ماند خرافات است بنابراین باید با خرافات مبارزه کرد و استاد به شدت با خرافات مبارزه می‌کردند و روش ایشان باعث شد که عده‌ای در آن زمان با ایشان مخالفت کنند و در واقع در بیفتند زیرا استاد بی‌پروا از اسلام، خرافه‌زدایی و تصور می‌کردند که راه درست همین است.

كوكب، نمونه دیگری از خرافه‌زدایی در اندیشه شهید مطهری را مربوط به خود نهاد روحانیت دانست و گفت:‌ استاد مطهری مقاله‌ای در کتاب «ده گفتار» دارند که به بحث نهاد روحانیت می‌پردازند و معتقدند که روحانیت درختی بارور و تناور است كه میوه و ثمر دارد و برای جامعه اسلامی ما عین ضرورت است و باید تقویت شود اما می‌گفتند كه روحانیت شیعه در طول تاریخ تشیع دچار آفت‌هایی شده و تعبیری که ایشان به کار می‌برند این است که این درخت آفت‌زده است و باید با آفات این درخت مبارزه کرد.

وی افزود: البته در همان زمان افرادی بودند که با خود نهاد روحانیت مخالف می‌ورزیدند و می‌خواستند ریشه این نهاد را بزنند؛ استاد می‌گفتند روش آنها صد در صد غلط است و روحانیت برای جامعه ضروری است و عده‌ای در مقابل تفکر افراطی اول معتقد بودند که روحانیت باید در همان شکل و سازمانی که وجود دارد حفظ شود. استاد تفکر اعتدالی داشتند می‌گفتند یکی افراط است و دیگری تفریط. ما باید اصل روحانیت را به عنوان نهادی که وجود آن ضروری است بپذیریم اما باید با آفات آن مبارزه کنیم.

قائم مقام انشارات صدرا در خصوص آفت‌هایی كه شهید مطهری در این زمینه مدنظر داشته گفت: به طور عمده روحانیت شیعه به دلیل استقلالی که از دولت‌ها داشته، سبب شده كه نسبت به حکومت، دولت و قدرت‌ها جنبه انتقادی داشته و برعکس روحانیت اهل سنت، وابسته به حکومت‌ها نباشد. این یک ویژگی مثبت است اما از طرفی ایشان معتقد است كه چون روحانیت از طرف مردم ارتزاق می‌شود، نوعی عوام‌زدگی در آن دیده می‌شود که این عوام‌زدگی باعث می‌شود که روحانیان ما به جای مبارزه با نقاط ضعف مردم نسبت به این نقاط ضعف سکوت می‌کنند و برخورد انتقادی ندارند.

كوكب افزود: خیلی از روحانیون می‌گویند جلسات عزاداری باید شور و حال داشته باشد، این باعث می‌شود که هدف و پیام اصلی حضرت که امر به معروف و نهی از منکر بوده به فراموشی سپرده شود و صرفا شور و حال پیدا کردن هدف قرار گیرد و وقتی این هدف شود ابزار و وسایل خود را پیدا می کند که یکی از این ابزارها خرافاتی است که شکل می‌گیرد.

وی ادامه داد: وقتی روضه‌های دروغ گفته شود و برای شور و حال مردم اغراق‌آمیز بیان شود، این مخالف اهداف مقدس امام حسین(ع) است. اینجاست که استاد مطهری می‌گوید که چون روحانیت ما عوام‌زده است نمی‌تواند با نقاط ضعف مردم مبارزه کند و راه‌حلی ارایه دهد. این بحث به این شکل بارها مطرح شده است.

وقتی نقد صورت نگیرد، جای آن را خرافه می‌گیرد

خرافات، مغز و لب اندیشه اسلامی را دچار خفگی می‌كند

قائم مقام انتشارات صدرا در ادامه اظهار داشت: نکته‌ای كه در بیانات استاد وجود دارد، این است که وقتی تفکر اسلامی در دست عوام بیفتد و از طرف خواص نقد نشود مثل یک مرداب متعفنی است که در واقع میکروب‌زاست یعنی تفکر برعکس عمل می‌کند به جای اینکه زندگی‌آفرین و حرکت‌بخش باشد، بیماری ایجاد می‌کند بنابراین باید تفکر دائما در معرض نقد باشد و از طرف متخصصان، کارشناسان و اسلام شناسان مورد بررسی قرار گیرد و از تفكر خرافه‌زدایی شود زیرا وقتی نقد صورت نگیرد، جای آن را خرافه می‌گیرد و این خرافات بر خرافه اضافه می‌شود و مغز و لب اندیشه اسلامی در پوسته تفکر دچار خفگی می‌شود.

نباید انتظار داشته باشیم که هر سال و هر دهه شاهد بروز مطهری باشیم

كوكب در پاسخ به این سوال كه چرا مطهری در زمان خود تمام شد و كمتر نمونه‌هایی مانند او پدید آمد عنوان كرد: باید شرایط و زمینه‌های تربیت اشخاصی مانند شهید مطهری فراهم شود. البته شهید مطهری‌ها از نوادر جامعه هستند و نباید انتظار داشته باشیم که هر سال و هر دهه شاهد بروز مطهری باشیم، شرایط مختلفی دست به دست هم داده تا شهید مطهری به وجود آمده است.

وی ادامه داد: شرایطی مانند تربیت خانوادگی، برخورداری از پدر و مادر متقی، ریاضت‌ها و عباداتی که در عنفوان جوانی داشتند و داشتن اساتیدی مثل مرحوم آیت‌الله علامه طباطبایی و امام خمینی (ره) و معلمان اخلاقی مثل آقای شیرازی، حضرت آیت‌الله بروجردی وجود داشته است؛ البته خود استاد هم از این شرایط به نحو احسن استفاده کردند و در حوزه علمیه 15 سال حضور داشتند و به لحاظ اخلاقی و فكری خودسازی کردند و سعی کردند تفکر خود را شکل دهند.

قائم مقام انتشارات صدرا اضافه كرد:‌ بعد هم که وارد عرصه بازدهی و ثمردهی شدند باز شرایط به ایشان کمک زیادی کرد؛ در دانشگاه تهران که وارد شدند عطش و التهابی در دانشجویان برای دریافت حقیقت وجود دارد كه استاد به این عطش و نیاز روحی پاسخ مثبت دادند و همین باعث شد که استاد روز به روز شخصیت‌شان بیشتر شکل گیرد و تفکرشان بارزتر شود و شهادت ایشان هم نقطه‌ای بود كه این تحول را به اوج خود رساند. الان هم باید شرایط فراهم شود و از جمله عواملی که دخیل است این است که ما اجازه دهیم كه در مورد تفکر، کسانی که نقد و حرف دارند نظرشان را ارایه دهند.

راه دفاع از انقلاب اسلامی این نیست که با افکار مخالف، برخورد کنیم

كوكب با بیان اینكه راه دفاع از انقلاب اسلامی این نیست که با افکار مخالف برخورد فیزیکی کنیم و جلوی افکار را بگیریم خاطرنشان كرد: برعکس باید اجازه دهیم سخن‌ها گفته شود و بعد ما پاسخ دهیم؛ البته ممکن است برخی بگویند که الان ما مطهری‌ها را نداریم که پاسخ این نقدها را بدهد؛ اینجا دور به وجود می‌آید؛ به نظر من که فکر می‌کنم نظر استاد نیز همین بود، باید بگذاریم نقدها مطرح شود و خود به خود در این شرایط باز و آزاد که نظرها، افکار و آرا مطرح می‌شود شرایطی فراهم شود که اشخاصی مثل شهید مطهری تربیت شوند.

وی در ادامه یادآورشد: خوشبختانه شرایط اکنون با زمانی که استاد کار فکری می‌کردند تفاوت از زمین تا آسمان است زیرا در آن زمان دستگاه وقت، مخالف انتشار افکار اسلامی بود و ایشان علی‌رغم همه محدودیت‌ها افکار را اشاعه می‌دادند و خودشان سال‌ها ممنوع‌المنبر بودند و به ایشان اجازه نمی‌دادند که منبر بروند و چند سالی در دانشکده تدریس نمی‌کردند که عناصر دانشگاهی وقت، کاری کردند که ایشان مجبور به استعفا شدند، وقتی دانشگاه و مساجد به‌نوعی بسته بود، محدودیت‌ها بسیار زیاد بود كه الحمدالله این محدودیت‌ها اکنون وجود ندارد. امیدواریم با سعه صدری که مربیان فکری و علمی جامعه از خودشان نشان می‌دهند شاهد ظهور مطهری‌ها در آینده باشیم.

قائم مقام انتشارات صدرا با بیان اینكه تفكر استاد کاملا متقن و مستحکم شده بود به ایسنا گفت:‌ خودشان می‌گویند که از عنفوان جوانی به شدت به فلسفه علاقه داشتم و سوالات فلسفی در ذهن من جوانه می‌زند و حتی در جایی گفتند که من هم مثل غزالی که دچار شک فلسفی شد، در سن 14 سالگی دچار این حالت شدم و به شدت نسبت به عقاید فلسفی و مذهبی خود دچار شک شدم؛ به طوری که هفته‌ها بود که در منزل بودم و نمی‌توانستم کاری انجام دهم که عنایت الهی شامل حال من شد و به جواب‌هایی که می‌خواستم رسیدم و بعد با استحکام بیشتری کار را شروع کردم.

كوكب افزود: تفکر حاکم بر استاد، تفکر فلسفی است یعنی حتی زمانی که تفسیر قرآن می‌گفتند تفکر فلسفی یعنی گرایش استدلالی کاملا در آن مشخص بود مثلا سعی می‌کردند تفسیر و تبیین یک حدیث یا آیه قرآن یا هر گزاره مذهبی را با استدلال همراه کنند. فکر می‌کنم تفکر فلسفی باعث شد که استاد مجموعه اندیشه‌ی اسلامی را به شکل کاملا شکل یافته و هماهنگ و منسجم ارایه كنند مانند بنایی که آجرهای مختلف آن با ملاط فلسفه به هم پیوند خورده است. حتی کسانی که مسلمان نیستتند و می‌خواهند به آثار استاد مراجعه کنند، همین استدلالی بودن آثار آنها را جذب می‌کند.

وی درادامه گفت:‌ استاد به شدت گرایش‌های عرفانی به خصوص در سال‌های قبل از شهادتشان پیدا کرده بودند حتی اظهار کرده بودند که می‌خواهم به قم بروم و ضمن اینکه در حوزه علمیه هستم و تدریس می‌کنم به خودسازی هم بپردازم و یکی دوسال قبل از شهادتشان نزد علامه طباطبایی می‌روند و از ایشان می‌خواهند که فردی را به ایشان معرفی کنند که در سیر و سلوک عرفانی بتواند مرشد و مراد استاد شود که ایشان مرحوم حاج رضاحسینی تهرانی را معرفی می‌کنند. به هر حال گرایشات عرفانی در وجود و شخصیت استاد با گرایشات فلسفی پیوند می‌خورد كه ازطرفی بنیان محکمی برای اندیشه استاد به وجود می‌آورد و سیلانی که در عرفان است و انعطاف‌پذیری عرفان در شخصیت ایشان بروز می‌یابد.

قائم مقام انتشارات صدرا در پاسخ به این سوال كه آیا كتابی كه بیانگر گرایشات عرفانی اخیر استاد باشد نوشته شده است، گفت: کتاب «عرفان حافظ» سلسله سخنرانی‌های استاد درباره تفکر عرفانی حافظ هستند که البته اسم قبلی آن «تماشاگه راز» بود و همچنین درس‌هایی دارند که در دانشکده الهیات گفتند که تحت عنوان «کلیات علوم اسلامی» در سه جلد چاپ شده که یکی از آنها عرفان اسلامی نام گرفته که مبانی عرفان اسلامی را شرح دادند و در یادداشت‌های‌شان که الان 11 جلد آن چاپ شده است، درموارد فوق‌العاده زیادی بحث‌های عرفانی را مطرح کردند كه منبع خوبی برای تحقیق و پژوهش است.

كوكب درباره تلاش‌هایی كه استاد در پاسخ به متفكران غربی و ارایه فلسفه اسلامی به آن‌ها می‌كردند به ایسنا گفت:‌ استاد، هیوم، برتراندراسل و ویل دورانت را دائما می‌خواندند اما ایشان زبان انگلیسی را نمی‌دانستند و می‌خواستند به منابع اصلی استادان غربی مراجعه کنند، قبلا از طریق ترجمه آثار با این اندیشه‌ها آشنا می‌شدند اما بعدا احساس کردند که باید با متون اصلی آشنا شوند، به همین خاطر درصدد برآمدند که زبان انگلیسی یاد بگیرند و تلاش‌هایی در این زمینه‌ کردند.

استاد جمهوریت را قالب و شكل نظام و اسلامیت را محتوای آن می‌دانستند

وی با بیان اینكه استاد سعی می‌كردند تفکر اسلامی را به نوعی با تفكر غربی تطبیق دهند، گفت: استاد به این بسنده نمی‌کردند که صرفا در حوزه درون دینی مسایل را بررسی کنند بلکه می‌گفتند غرب برای ما مهم است زیرا جامعه به شکلی است که ممکن است، آثار نویسنگان غربی را هم بخوانند که ممکن است دچار شبهاتی شوند، پس آثار را خوب می‌خواندند و حتی در یکی از جلسات که با اساتید صاحب نام فلسفه داشتند، استاد از مترجم کتاب توضیح می‌خواهند که نظر نویسنده چیز دیگری بوده؟ فکر می‌کردند این موضوع با بقیه تفکر آن نویسنده غربی هم‌خوانی ندارد و تشخیص می‌دادند که یك متفکر اسلامی حتما باید با نظریات مختلف از متفکران غربی و خارجی کاملا آشنا باشد و آنها را بفهمد و سپس به شبهاتی که آن‌ها مطرح کردند، پاسخ دهد.

قائم مقام انتشارات صدرا درباره نگاه شهید مطهری به جمهوری اسلامی بیان كرد: خوشبختانه بعد از پیروزی انقلاب اسلامی یکی دو مصاحبه و یکی دو سخنرانی از ایشان به جا مانده که بحث جمهوری اسلامی در آنها مطرح کرده شده است. کتاب «آینده انقلاب اسلامی ایران» مجموعه‌ی همین سخنرانی‌هاست.

وی توضیح داد: در این کتاب استاد بحث جمهوری اسلامی را مطرح کردند که آیا جمهوریت با اسلامیت تضاد دارد یا ندارد که به‌طور مبسوط آن را مطرح می‌کنند و نظر ایشان این است که جمهوری اسلامی از جمهوری و اسلامی تشکیل شده و جمهوریت شکل و قالب نظام و اسلامیت محتوا و مضمون آن است که بحث آن مفصل است.

كوكب درباره بحث ولایت در اندیشه شهید گفت: بحث ولایت فقیه هم مطرح شده؛ البته ایشان قبل از انقلاب بحث ولایت فقیه را به اشکال مختلف مطرح کرده بودند که باید در راس جامعه اسلامی یک اسلام شناس باشد که با احکام اسلام آشنایی کامل داشته باشد که بعد آن را به شکل ولایت فقیه مطرح می‌کنند. اسلام شناس یا فقیه جامعه‌الشرایط باید در راس جامعه باشد تا به بیراهه کشیده نشود.

وی خاطر نشان كرد: نکته‌ای که استاد خیلی تاکید دارند این است که ما باید به مردم اعتماد کامل داشته باشیم و مردم را در سرنوشت خودشان دخیل بدانیم. حتی استاد گفته بودند که ما اگر چنانچه در انتخاب نمایندگان مجلس فردی را مناسب تشخیص می‌دهیم كه به مجلس وارد شود نباید تحمیل کنیم باید اجازه دهیم که مردم خوشان انتخاب کنند و اگر اشتباه کردند رشد پیدا می‌کنند و خودشان متوجه می‌شوند و دفعات بعد تصحیح می‌کنند. پس رشد ملی و مردم در یک پروسه تمرین و خطا و رفع خطا انجام می‌شود این دقیقا نظریه استاد در مورد جمهوری اسلامی است.

یکی از وصایای حضرت امام (ره) این بود که نگذارید آثار مطهری به فراموشی سپرده شود

قائم مقام انتشارات صدرا با اشاره به یكی از وصایای حضرت امام (ره)‌ گفت:‌ یکی از وصایای ایشان این بود که نگذارید آثار مطهری به فراموشی سپرده شود. فراموش نشدن آثار به این است که ما همانطور که خود استاد در مورد متفکران هم‌عصر خود عمل کردند متفکران امروز هم درمورد تفکر استاد عمل کنند یعنی نقد کنند که نقد به معنای واقعی و اصلی کلمه مدنظر است؛ آثار استاد باید در معرض داوری، بررسی و نقد عالمان قرار گیرد.

وی در ادامه تصریح كرد: اینکه صرفا تجلیلی از استاد در روز خاصی شود و دلمان خوش باشد که افکار استاد مطرح شده، این طور نباشد. باید افکار به صورت زنده در مجامع علمی و روشنفکری دانشگاه‌ها و حوزه‌های علمیه مطرح شود و این افکار وارد حوزه تفکر شود و بعد افرادی که صلاحیت دارند و شایستگی نقد و نظریه‌پردازی دارند، حول و حوش آن صحبت کنند. زنده بودن افکار شهید مطهری به این شرایط وابسته است وگرنه صرف مطالعه آثار و کتاب‌ها و بعد دقیق نشدن، عمیق نشدن و سطحی گذر کردن به نظر من، خیلی نمی‌تواند سفارش حضرت امام (ره) را تامین کند.

علاقه‌مندان به استاد رویکرد خوبی در مورد آثار او دارند

كوكب در پایان گفت‌وگو با ایسنا بیان كرد: الحمدالله احساس می‌کنیم شتاب کارزیاد شده و علاقه‌مندان به استاد رویکرد خوبی در مورد آثار او دارند و امیداریم که این رویکرد عمق بیشتری پیدا کند و شاهد باشیم که تفکر استاد در همه ابعاد خود در جامعه ما نمود پیدا کند.

گفت‌وگو از خبرنگار ایسنا: مرضیه خلقتی

نوشته شده توسط علی كرم نیـــــــــرم - | نظر شما در مورد این مطلب (- -)