تبلیغات
گنــاوه نویــن - سعدی بزرگ

                                   سعدی بزرگ روزت مبارک

سعدیا مرد نکونام نمیرد هرگز                   مرده ان است که نامش به نکویی نبرند

بامدادان که خاطر باز آمدن بر رای نشستن غالب آمد دیدمش دامنی گل و ریحان و سنبل و ضیمران فراهم آورده و رغبت شهر کرده گفتم گل بستان را چنانکه دانی بقایی و عهد گلستان را وفایی نباشد و حکما گفته اند هر چه نپاید دلبستگی را نشاید گفتا طریق چیست گفتم برای نزهت ناظران و فسحت حاضران کتاب گلستان توانم تصنیف کردن که باد خزان را بر ورق او دست تطاول نباشد و گردش زمان عیش ربیعش را بطیش خریف مبدل نکند.

یا آن جا که می گوید:

اما به اعتماد سعت اخلاق بزرگان که چشم از عوایب زیردستان بپوشند در افشای جرائم کهتران نکوشند کلمه ای چند به طریق اختصار از نوادر و امثال و شعر و حکایات و سیر ملوک ماضی رحمهم الله درین کتاب درج کردیم و برخی از عمر گرانمایه برو خرج موجب تصنیف کتاب این بود و بالله التوفیق.

و این هم بیت پایانی این دیباچه ای که بررسی دقیق آن خود شاید بتواند گرهی باز کند:
مراد ما نصیحت بود وگفتیم حوالت با خدا کردیم و رفتیم

نوشته شده توسط علی كرم نیـــــــــرم - | نظر شما در مورد این مطلب (- -)